سفارش تبلیغ
صبا ویژن
آدمى نهفته در زیر زبان خویش است . [نهج البلاغه]
عشق است به آسمان پریدن
 
 RSS |خانه |ارتباط با من| درباره من|پارسی بلاگ
»» مولا ویلا نداشت

مولا ویلا نداشت  

گفتم: چیزی بخوان .

خانه

گفت: شرمنده‏ام .

یک سال است چیزی نگفته‏ام .

گفتم: برای عاطفه‏ای که در ما مرده است

رحم‏الله من یقرء الفاتحة مع‏الصلوات!

گفتم: چیزی بخوان .

گفت: رویم سیاه،

آخر می‏دانی که . . .

گفتم: می‏دانم، خشکسالی است

اما در کیف‏های سامسونت هم

یک خروار مضمون ناب خفته است . . . .

شاعران پروازی

هتل بازی

آدمهای از خود راضی

دکه‏های سکه‏سازی!

اصلا مردم حق دارند کاسه انوری را بر سرتان خرد کنند .

کارمندان هنر فقط گزارش کار پر می‏کنند .

وقتی تابوت عاطفه بر زمین مانده بود،

جمعی به جیغ بنفش می‏اندیشیدند

و برای کشف زوزه صورتی

هفت مرتبه الیوت و اکتاویوپاز را ورق می‏زدند

چقدر وقت ما صرف آدامس‏های بادکنکی شد .

بعضی شعرهایشان را

به مینا و آیدا و سوزی تقدیم می‏کردند .

احمق‏ترها برای گرفتن نوبل

به شبکه‏های بی‏بی‏سی و واشنگتن دخیل می‏بستند . . . .

می‏ترسم روزی به‏نام تمدن

به گردن بعضی زنگوله بیاندازند!

می‏ترسم شلوارهای جین و چارلی، کار دستمان بدهد

و شکلات‏های انگلیسی دهانمان را ببندد .

گاوهای چشم‏چران، آزادانه در خیابان می‏چرند

پسرخوانده‏های مایکل جاکسون به دانشگاه می‏روند .

اینشتین بی‏خوابگاه می‏ماند .

دیوار مسافرخانه‏های ناصرخسرو

فرمول نسبیت را از بر می‏کند .

با این همه در دانشگاه ما

یک استاد ننر پاپیون می‏زند

و فرانسه صحبت می‏کند .

شعرای سبک قصیده و عینک

برای اهل قبور شعر می‏خوانند .

بوفالوهای آمریکا خلیج‏فارس را شخم می‏زنند .

برادرم با پوتین‏های کهنه سربازیش

بسیج می‏شود

مادرم آب و آیینه و قرآن را می‏آورد

پدرم "فالله خیر حافظا" را می‏خواند

اما بعضی خاطرشان جمع است

که ناوگان آمریکا

به استخرهای سرپوشیده‏شان کاری ندارد . . . .

شرکت‏های ثبت‏نشده،

سیاست‏بازان لرد مستضعف،

جیب‏برهای با جواز،

جیب‏برهای بی‏جواز،

مقاطعه‏کاران خیابان زعفرانیه

شرکت صادرات زعفران

شرکت صادرات فرش . . .

خجالت هم چیز نایابی‏ست

حتما باید مساله جنگ بماند برای بعد از جنگ

سیاست‏بازان باز سرگیجه گرفته‏اند

باند ارتشاء

باند زنا

اصلا گور پدر مال دنیا

ریاضت‏کش به ویلایی بسازد!

اصلا با این طرح چطورید؟

جان دادن از ما،

طرح اقتصادی از شما! . . .

بیا به آفتابی نهج‏البلاغه برگردیم

چرا نهج‏البلاغه را جدی نمی‏گیریم؟

مولا ویلا نداشت

معاویه کاخ سبز داشت

پیامبر به شکمش سنگ می‏بست

امام سیب‏زمینی می‏خورد

البته به شما توهین نشود

بعضی برای جنگ شعار می دهند

 

و خودشان از جاده شمال به جبهه می روند.

پیش از آنکه بر من حد تهمت جاری کنید

من بر خویشتن حد وجدان جاری کرده‏ام

من دو شاهد عادل دارم:

قرآن و نهج‏البلاغه .

من چاپلوس نیستم

تملق نمی‏گویم

اما قدر امام را می‏دانم

بیایید قدر مردم را بدانیم

بیایید مثل مولا با مردم همدردی کنیم

بیایید امام را اذیت نکنیم

بیایید امام را نصیحت نکنیم .

اردوگاههای فلسطینی را نگاه کن

ابوالفضل با مشک تشنه برمی‏گردد .

صدای گریه رقیه را می‏شنوی؟

گورباچف و ریگان هم کاندید صلح نوبل شده‏اند .

قرآن فهد زیباتر از قرآن قابوس چاپ می‏شود

عرفات شلوار اسرائیلی می‏پوشد

اما سازمان ملل هنوز جلسه تشکیل نداده است

تا به علی‏اصغر شیر خشک برسد

علی‏اصغر باید تا ماه آینده صبر کند .

راستی یاد شهیدان بیت‏المقدس به‏خیر!

جهان‏آرا که بود؟

حاج‏همت که بود؟

حاج‏عباس از دنیا یک قرآن جیبی داشت .

شهید خرازی

شهید نوری

سرداران بی‏دست

شهیدان گمنام

بی‏یادنامه

بی‏سنگ قبر .

عاصمی پودر شد

یوسف نوشته بود:

"خدایا، یوسف هم شهید می‏شود

او را بیامرز . "

اسماعیل وصیت کرد روی قبرش بنویسد:

"پر کاهی تقدیم به آستان الهی . "

امسال هیچ شاعری با حلق اسماعیل همصدا نشد

راستی شماره قطعه شهدا چند بود؟ !

این روزها مردم را با هوشیار و بیدار خواب می‏کنند!

خنده و چشم‏بندی

شوهای تالار وحدت

هنرمندان فخرفروش

خدا کند روایت فتح را فراموش نکنیم .

امسال در جلوی امجدیه کوررنگی بیداد می‏کرد

امسال همه‏چیز را

یا آبی دیدیم یا قرمز .

امسال هم انصافهای ما حسابی چرت زد

امسال وجدانهای ما آنفولانزا گرفت

امسال تاکسی‏ها به پاهای قطع شده

با دنده چهار احترام گذاشتند .

چرا باید از زیر روسری‏های ژرژت

رشته‏های جهنم شعله بکشد

مگر اینجا الجزایر است

امسال در خیابان ولی‏عصر

هیچ‏کس مثل خود آقا غریب نبود!

یکروز یک کراواتی سرمایه‏دار

با بنز قهوه‏ای‏اش از جلوی پایم ویراژ داد

و به عبای وصله‏دارم وصله‏های عوضی چسباند .

دیشب جلوی میهمانم تخم‏مرغ آب‏پز گذاشتم

دیشب مادرم با چای و کشمش سر کرد .

او قلبش برای انقلاب می‏تپد

اما وسعش نمی‏رسد یک نوار قلب بگیرد

و من می‏دانم که نوار قلب هم

همه منحنی‏های دردش را نشان نمی‏دهد .

مادرم دفترچه خدمات درمانی ندارد

و همیشه ابوالفضل به دادش می‏رسد

او برای شهیدان اشک می‏ریزد

حلوا می‏پزد

و به ما یاد می‏دهد که چگونه شبهای جمعه

با چهار قاشق حلوای نذری سیر شویم .

او قبر شهیدان را با دست می‏شوید،

بوی فقر و غربت

تمام پرچم‏های سبز و سرخ را به بوسه می‏گیرد .

وقتی باد چادر وصله‏دارش را تکان می‏دهد

او یک شب خواب خیمه‏های امام حسین (ع) را دید

خواب زینب را

خواب رقیه را

و فردایش مرا به آقا سپرد و روانه کرد

یک‏بار هم در خواب

آینده سبز برادرم را دید

و فردا وقتی خوابش را تعریف می‏کرد

مارش حمله می‏زدند .

او نمی‏داند کادیلاک چه جانوریست

و داخل هواپیما چه شکلی‏ست

اما خوب می‏داند

که شمشیر امام حسین (ع) از طلا نبوده است

و امام زمان در جزیره خضرا نیست .

او قلبش برای انقلاب می‏تپد

و هر شب دعا می‏کند که پیروزی با امام باشد .

و آقا بیاید .



نوشته های دیگران ()
نویسنده متن فوق: » فروغ شهادت ( یکشنبه 91/11/15 :: ساعت 7:47 صبح )
»» لیست کل یادداشت های این وبلاگ

مولا ویلا نداشت
میلاد باسعادت امام علی (ع) روزپدر
شهیدچمران
اللهم البیت بیتک و الحرم حرمک و العبد عبدک
عید عید عید
ولادت در ولادت
ام ابیها
شهادت
باباجونم تولد مبارک
منتظر مهر یار
*اینک بهار*
بدون شرح
جاودانگی از آن کیست؟

>> بازدید امروز: 4
>> بازدید دیروز: 16
>> مجموع بازدیدها: 86050
» درباره من

عشق است به آسمان پریدن
فروغ شهادت
می نویسم برای پرستوهای خونین بال، برای تیز پروازان آسمانی، می نویسم تا زنده کنم عشق را، تا زنده کنم جنون را، تا برفروزم *فروغ شهادت* را.

» لوگوی وبلاگ


» لینک دوستان
مبادا روی لاله ها پاگذاریم
کربلای جبهه ها یادش بخیر...
بسیجی ولایتی
اموزش . ترفند . مقاله . نرم افزار
یک طلبه
غروب شلمچه
حاج همت

» صفحات اختصاصی

» لوگوی لینک دوستان















» وضعیت من در یاهو
یــــاهـو
» طراح قالب